پارسا پارسا ، تا این لحظه: 15 سال و 8 ماه و 29 روز سن داره
مهرسامهرسا، تا این لحظه: 13 سال و 4 ماه و 16 روز سن داره

پارسا و مهرسا

دستهاي من

تو اين 7 ماهي كه از زندگي من ميگذره به دستهام بيشتر از همه چي دقت كردم. اينكه چه شكلي هستن؟ چه كاربردهاي دارن؟ اما يكي از نتايجي كه به دست آوردم را در تصاوير زير مشاهده ميكنيد: قدم اول دقت زياد قدم دوم دقت خييييييييييلي زياد قدم سوم خوردن اين دستهاي خوشمزه به به بله بهترين كارايي براي من خوردنشون بود       ...
4 شهريور 1390

براي پدرم

پدر همون كسي هست كه لرزش دستهاش ديگه چيزي از چاي تو استكان باقي نگذاشته ولي بهت ميگه به من تكيه كن وتو انگار كوه رو پشتت داري ....   ...
3 شهريور 1390

اش دندوني

مامان جون مهربونم براي رويش دندونهام يك اش خوشمزه (همه ميگفتن من كه نخوردم)پختند و خاله ام هم با عكس دندون من تزيينش كرددندون به ابن بزرگي كي داره!!!!!!! ...
30 مرداد 1390

درگير تكنولوژي

من عاشق وسايل الكترونيكي هستم مثل موبايل،كنترل تلوزيون،ايفون و گوشي تلفن چه بيسيم چه باسيم براي اينكه من به اين ارزويم هم برسم اين گوشي را برام شستن ومن باهاش ميتونم بازي كنم حالا به كي زنگ بزنم !!!!!!!! ...
30 مرداد 1390

اخه من کم کم داره یادم میره؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

      یکی بود یکی نبود. يه روزی روزگاری يه خانواده ی سه نفری بودن. يه پسر کوچولو بود با مادر و پدرش، بعد از يه مدتی خدا يه داداش کوچولوی خوشگل به پسرکوچولوی قصه ی ما ميده، بعد از چند روز که از تولد نوزاد گذشت . پسرکوچولو هی به مامان و باباش اصرار می کنه که اونو با نوزاد تنها بذارن. اما مامان و باباش می‌ترسيدن که پسرشون حسودی کنه و يه بلايی سر داداش کوچولوش بياره.اصرارهای پسرکوچولوی قصه اونقدر زياد شد که پدر و مادرش تصميم گرفتن اينکارو بکنن اما در پشت در اتاق مواظبش باشن . پسر کوچولو که با برادرش تنها شد … خم شد روی سرش و گفت : داداش کوچولو! تو تازه از پيش خدا اومدی &hellip...
29 مرداد 1390

عضو جدید

بالاخره اومدن ،عضوای جدید رو میگم مامان که انقدر ذوق زده شده همش میخواد نگاهشون کنه اونام که انقدر کوچولو هستن که همینطوری پیدا نمیشن، برای همین مامانم هی استکان اب میکنه میده به من که بخورم تا از تو استکان اونها رو ببینه اره دندونامو میگم بالاخره نیش زدن مامانم از صدای برخورد استکان با اونها فهمید که اومدن  بیرون انقدرمامانم از در اومدنشون ذوق زده شده که به خودم قول دادم خیلی ازشون مراقبت کنم چون مامانم خیلی دوستشون داره از دندونهام فعلا نمییتونم عکس بذارم اخه تو عکس پیدا نمیشن بعدا که  بزرگتر شدن ازشون عکس میذارم امضا........پارسا با دندون
26 مرداد 1390

من الان چجوریم؟

خودمم نمیدونم الان در چه حالتیم الف)خوشحالم ب)هیجانزده ام ج)خوابم میاد د) همینطوری نگاه میکنم شماکدوم گزینه رو انتخاب میکنید؟ ...
25 مرداد 1390